معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

651

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

مصريان تصرّف نكنند و برگ درخت نخورند ، و مردم از ايشان اين احتياط مشاهده كرده بودند . و بعضى ديگر گويند كه مراد ايشان از اين سخن اين بود كه ايشان آنچه در رحال خود يافته ، از كنعان باز آورده بودند و آن دليلست بر صلاح و سداد ايشان و دافع تهمت و سرقت و فساد از ايشان گفتند وقتى كه اين معامله از ما مشاهده كرده‌ايد اين چه امر نامناسب است ، كه با ما نسبت مىكنيد . فرستادگان يوسف گفتند اگر اين صاع از متاع يكى از شما بيرون آيد ، جزاى آن‌كس چه باشد ؟ جواب دادند كه از بار هر كسى كه بيرون آيد جزاى خيانت او كشد و و بال آن جنايت به او رسد و بندهء آن صاحب مال شود . و ذلك قوله تعالى « قالُوا جَزاؤُهُ مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزاؤُهُ » يعيى جزاى آن جرم همان كسى است كه آن گم شده دربار او يافت شود يعنى آن‌كس را بنده گيرد . زجّاج نحوى گويد كه « جَزاؤُهُ » مبتداست و « مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ » خبر وى و « فَهُوَ جَزاؤُهُ » زيادتى در بيان است و قيل معناه « فهو جزاؤه عندنا » و نزد آل يعقوب اين قضيه از قضاياى يقينيّه بود « من يسرق يسترق » و نزد اهل مصر ببعضى روايات ضرب و قتل بود و به بعضى تضمين به دو بهاى آنچه دزديده است با ضرب . آنگاه مصريان نخست احمال و اثقال برادران بنيامين را تفحّص نمودند و در آنها صاع را نيافته به تجسّس بار بنيامين مشغول شدند . و گويند بارهاى برادران را جسته ، صاعر را نيافتند و به رحل بنيامين رسيدند ، متفحّصان از طلب باز ايستادند و گفتند چون در بار شما نيافتيم ، در بار وى نيز نخواهد بود كه وى مظلوم‌ترين شما است ، ممكن نباشد كه وى اين دليرى كند .